باغ عدن

پیام های کوتاه

استفاده از وسائل نقلیه عمومی، همواره برای شخص من، فوائد زیادی داشته و خواهد داشت؛ چرا که فرصتیست برای آشنا شدن با افکار، مسائل درونی و فرهنگ اقشار مختلف جامعه. حدود چند ماه گذشته که به واسطه کار اداری، عجله بسیاری داشتم، با از راه رسیدن اولین اتوبوس به ایستگاه، بی معطلی سوار شدم. به محض پا گذاشتن به میانه صندلیها، زنی مانتوئی؛ اما بدون آرایش و با پوششی مشکی که روی یکی از صندلیها، نشسته بود با دیدن من، لب به ' نوچ نوچ '، باز نمود. من که از دست مزاحمتهای خیابانی پسران بی شعور، بی تربیت و در یک کلام ' اراذل و اوباش ' ایشان، حسابی کفری بوده و از طرفی نیز، این دست مواقع را مغتنم شمرده و به آموزش زنانی که مادرانشان صرفا به تعلیم ازدواج، شوهرداری و فرزندآوری به ایشان، اکتفاء کرده اند، می پردازم با لحنی آغشته با عصبانیت، گفتم: ' به جای نوچ نوچ کردن برای دختر باکره مردم، بروید پسرهای کثیفی که زائیده اید جمع کنید. ' جوابی نیامد.

آن روز، به  دلیل کار اداری، مدام مشغول رفت و آمد در مسیری یکسان، بودم که بار دیگر، داخل یکی از اتوبوسها، زن مذکور رامشاهده کردم که با دیدن من، اشاره ای به زن کنار دستی خود، کرد و گفت: ' به من می گوید: ' چرا پسر می زائی؟ '. ' دریافتم که در نظر ایشان، متولد کردن فرزند پسر با زایش ' اصل کثافت '، برابری نموده و طبیعیست که چنین باشد؛ اما خود ایشان که مرکز نگهداری و کانون زایش کثافات مذکور بوده، از همه گناهان، مبراست و اکنون، به واسطه پوشش ساده و تیره، خود را شایسته هر گونه اهانت به افراد همجنس خود، می داند. از کوزه، همان برون تراود که در اوست.

  • ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۵۶
  • بنده خدا

اعتقاداتی میان طبقه پست جامعه ایرانی، رواج دارد که حکایت از عدم تمدن و رشدنیافتگی روحی و فرهنگی آنهاست. مردانی که زن را ناقص العقل، محتاج و کالای جنسی خویش و خود را موجودی بی نیاز فرض می کنند که به واسطه قدرتشان، قادرند قوانین اخلاقی را زیر پا نهاده و مطابق میل خویش، عمل نمایند و جهت توجیه اعمالشان، دست به دامن دین، شده؛ حال آنکه دین جز برای گسترش مکارم اخلاقی، نیامده است. در صورتی که محیط زیست این دست از جانوران نیز، مناسب حالشان باشد، بیش از پیش، شاهد رفتارهای جانورگونه شان خواهیم بود. از طرفی، زنانی هستند که همچون ماده های سایر گونه های جانوری، تنها وظیفه خویش را فرزندآوری و تعداد علفهای زیر پای خود را در بهشت، به تعداد توله هایشان، می دانند. بماند که از لحاظ روانشناسی فرگشتی، باروری و پرورش نسل توسط جنس ماده - همانند نران - صرفا جهت بقاء ایشان، بوده که توانسته اند به کمک برادرشان؛ ابلیس، به آن، رنگ و لعاب داده و آن را با اعمال مذهبی و رشد معنوی و روحی، معادل و بدین شکل، با انجام آن، خویشتن را از تلاش در راستای رشد واقعی کمالات روحی و انسانی، بی نیاز ساخته اند.

بر اساس ' تلمود '، پروردگار می فرماید: ' من زن را از قسمتی از بدن آدم که همواره، پوشیده و نهفته است، می آفرینم تا موجودی محجوب و عفیف به بار آید. '  و نیز، در کتاب مقدس ' تورات '، می فرمایند: ' پس از آنکه خداوند خواب را بر آدم، مستولی کرد، یکی از دنده هایش را گرفت. زنی بنا کرد و نزد آدم، آورد. آدم گفت: ' این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم. ' از این رو، زن ' نساء ' نامیده شد؛ زیرا از انسان، گرفته شده است. ' همین مطلب در ' انجیل برنابا '، مورد تایید قرار دارد. بر خلاف نظر عده ای که نحوه آفرینش زن در دین یهود و مسیحیت را در تضاد با اسلام و از آن، تحریف شدگی این دو دین را نتیجه گیری می کنند، ' قرآن کریم ' در این باره، با ادیان پیش گفته، اتفاق نظر دارد: ' ای مردم! از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی، آفرید و جفتش را نیز، از او آفرید و از آن دو، زنان و مردان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید. ' ( سوره نساء - آیه 1) و نیز، در سوره ' اعراف '، می فرمایند: ' او کسیست که شما را از نفس واحدی، آفرید و از آن، زوجی برای او قرار داد تا با او، آرام گیرید. ' آیه 6 سوره ' زمر ' هم، تصدیقی بر این امر، می باشد.

از این آیات، می توان چند نکته استنباط کرد. اول اینکه آفرینش مرد بر زن، تقدم داشته؛ اما این به معنای برتر بودن یکی بر دیگری، نیست - چه برتری زن بر مرد، به دلیل نسخه دوم بودنش، با این برهان که همواره نسخه های جدید محصولاتی پیشرفته تر از ماقبل خود، خواهند بود و چه برتری مرد بر زن، به واسطه تقدم وی؛ بلکه نشانگر نیاز مرد به زن، همچون نیاز افراد به عضو از دست رفته شان، است و مخالفتیست با مردانی که خود را کامل و بی نیاز و زن را موجودی ناقص و نیازمند خویش فرض کرده و زن را طفیلی مرد می دانند. به فرموده ' تورات '، به دلیل همین نقص است که مرد پدر و مادر خود را ترک می گوید تا با همسرش، یکی شود و این نقص در مورد زنان نیز، صادق است.

دومین نکته ای که می توان از این آیات، نتیجه گرفت مسئله ضرورت عفت و حجاب در زنان، می باشد. صرفنظر از ارگانهای داخلی بدن، آن قسمت از بدن مرد که همواره، پوشیده است، آلت تناسلی وی می باشد و طبق آموزه های ' تلمود '، زن را از این بخش از بدن مرد، آفریده اند تا محجوب و عفیف باقی بماند و چنین است درباره مردان. مردان نیز در مقابل زنان، رابطه ای از این جنس، دارا بوده و در قرآن نیز، شاهد توصیه به مردان، به پوشیدن فروج و چشمان، در حضور بانوان و همچنین، طبق گفته های فقهاء، در ارتباط با مردان همجنس خود، زمانی که نگاه از جنس لذتجوئیست، هستیم.

بر اساس آیات موجود در ' تورات ' و ' قرآن کریم '، آدم و حوا قبل از هبوط، عریان به سر برده و درکی از این وضع نیز، نداشتند؛ اما با نافرمانی از خداوند و خوردن میوه ممنوعه و متعاقب آن، کسب توانائی تمییز خوب  از بد، پی به عریان بودن خویش، بردند. همین حالت در کودکان و نابالغان نیز، مشاهده می شود. با آنکه در مقابل یکدیگر، قرار دارند؛ اما شرمی احساس نمی کنند؛ چرا که درکی از حس شهوت، در آنها، موجود نیست. زمانی که دو جنس متوجه جنسیت خود نباشند - مثل آدم و حوا قبل از هبوطشان و نیز، همانند کودکان و نابالغان - رعایت حجاب لازم نیست؛ همان گونه که بر نابالغان، فرضی قرار داده نشده؛ اما به محض ظهور نشانه های بلوغ که افراد به دلیل تغییراتی در بدن، به ادراکاتی از خوب و بد، دست می یابند، رعایت آن بر هر دو جنس، واجب گشته تا بدین وسیله، از به گناه افتادنشان، جلوگیری شود.

اما بهتر آنست که بتوان با تمرین و آموزش، به این نقطه، دست یافت تا از طریق کنترل ذهن و خودمراقبتی، وجود خود را از هر نوع افکار مزاحم و گناه آلود، تطهیر نمود تا شاهد ازدواج دختران و زنان حجاب برتری با پسران و مردانی با سطح روحی و معنوی پائین و در نتیجه، امتداد آلودگیهای جسمی و روحی به نسلهای بعدی، نباشیم.

تعجب این جاست که دختران و زنان کشورهای اسلامی که از روی شدت علاقه شان به اسلام، تاب و تحمل موجودیت کشورهای غیراسلامی و حضور فرهنگ بیگانه در کشور خود را ندارند و با دیدن دختری با پوششی متعادل؛ اما متفاوت، احساس وظیفه دینی کرده و با امر به معروف و نهی از منکر - البته به گمانشان منکر - به جهاد پرداخته و جز چادر مشکی، حجابی دیگر را برنمی تابند چگونه است که این احساس جهادگونه را با نفس و درون خویش، نداشته و ازدواج و همنشینی ایشان با مردان و پسرانی آلوده و پرورش و نگهداری موجودی به مراتب، ناپاکتر از خود و شوهرانشان، وجدانشان را به درد نمی آورد؛ که رعایت اولی بدون توجه به دومی، نتیجه ای جز آن چه که در جامعه ایران، بارز است، نخواهد داشت: زنان محجبه ای که از مصاحبت با همسران آلوده و پرورش فرزندان ناپاک، چیزی جز جایزه ' اسکار '، به واسطه بازی کردن نقش اول زن مومن و مسلمان، نصیبشان نخواهد شد. سبک زندگی ایرانی صرفا ائتلاف دو جنس زن و مرد است، برای جاودانگی و لالائیهائی که زنان و مردان برای یکدیگر، نجوا می کنند تا دو روزه دنیا را در خواب ناز، سپری کنند و انسان خوابزده را چه یارای بیدار کردن دنیا؟ توهم مجاهدت کجا و ریاضت نفس کجا؟

  • ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۴۴
  • بنده خدا

شال بلند سفید = هووی چادر مشکی!

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۷ ب.ظ

داخل قطار خط ارم سبز، دو دختر به قول نیروهای پلیس ایران، ' خوش تیپ ' - این واژه ای هست که بارها از دهان پلیسهای متعدد، خطاب به شخص خودم، شنیده ام و به گمانم، طرز ادای آن هم، به شکلی یکدست بوده و گوئی با یکدیگر، چنین قراری گذاشته اند که در مواجهه با امثال من، به این شکل تحقیرآمیز، عمل نمایند - مشغول تلگرامشان بوده و تند و تند، حروف روی صفحه کلید گوشی را لمس می کردند. دختری محجبه - البته ملبس به حجاب برتر - پشت سر یکی از دو دختر خوش تیپ، ایستاده و به من، خیره شده بود. از نگاههایش، احساس کردم همچون اندیشمندان هم صنف خویش، مطلب ارزشمندی برای گفتن، دارد. سرانجام، به ایستگاه ' شادمان ' رسیده و برای تغییر خط، پیاده شده و جهت خستگی در کردن، روی یکی از صندلیهائی که معلوم نیست اگر قرار است کسی روی آنها، ننشیند، پس چرا کنار یکدیگر، ردیف شده اند، نشستم. دختر مجاهد که از قرار معلوم، مقصدش جائی آن سوتر می نمود - چرا که همانطور داخل قطار، ایستاده بود - ناگهان، از واگن، خارج و به سمت من، مجاهدت فرمودند. نزدیکم که رسید، با لحنی دلسوزانه - اما مزورانه - به ایراد نطق، پرداخت: ' آن دختری که کنار من، ایستاده بود از شما، عکس گرفت و برای مسخره کردن، فرستاد برای بقیه. ' از آنجائی که یک چشمم به دختر خوش تیپ مذکور، بود و اصلا مشاهده نکردم که دوربین گوشیش - حتی برای یک لحظه - به سمت من باشد، خیلی خونسرد گفتم: ' من نگاهم بهش، بود. در کل، وقتی شخصی گوشی دستش باشد، خیلی مراقبت می کنم که مبادا مرتکب چنین اعمال مجرمانه ای شود. حتی یک لحظه هم، گوشیش را به سمت من، نگرفته بود. ' با اصرار گفت: ' چرا. من دیدم. عکس شما را گرفت و برای تمسخر، فرستاد. ' در عوض برخورد تند - هم، به جهت دروغگوئی و هم، به سبب اینکه قصد داشت با نام شخصی دیگر، سخنان اهانت آمیزش را به من، منتقل کند - گفتم: ' خوب! چرا همان موقع نگفتید؟ ' جواب داد: ' ترسیدم دعوا شود و بگوید با گوشی او، چه کار دارم. ' باز، صبوری کرده و با لبخند، گفتم: ' نمی دانم. اگر می دیدم، حتما با او، برخورد می کردم. '

او که دیگر، از ناراحت و پریشان کردن من، مایوس شده بود نگاهی به خانم کنار دستی ام، انداخت و بسان کسی که تیرش به سنگ، خورده باشد با حالت و چهره ای ناراحت و شکست خورده، میدان نبرد را ترک و سوار قطار همان خط شده و رفت.

بعدها که در رفتارش، تعمق کرده و نگاههائی را که متناوبا به من و بعد، به آن دختر خوش تیپ، می انداخت بررسی نمودم، متوجه شدم همان لحظات، در حال تنظیم سناریوئی بوده تا هم، حرفی را که داخل گلویش، عقده کرده تخلیه کند و هم، بین دو هم صنف - البته به زعم شخص ایشان - تفرقه اندازد و دست آخر، درباره من، دست به چنان تادیبی، بزند که تا ابد، آن طرز پوشش را کنار نهاده و عنوان ' حجاب برتر ' تنها به چادر مشکی ایشان، اطلاق گردد و بس.

بیچاره! شال بلند سفید حائل در اطراف بدنم، هووی چادر مشکی ایشان شده بود.

  • ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۷
  • بنده خدا

تن فروشی مردانه را دریابید!

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۷ ب.ظ
مردی که تن به روابط نامشروع، با روسپیگران، می دهد قبلا خود، مرتکب تن فروشی شده است. آیا در اختیار قرار دادن جسم، برای کسب لقمه ای نان حرام، برای راضی کردن زنان تن فروش، خود تن فروشی نیست؟ از دزدیهای خرد کاسبان محل گرفته تا اختلاسهای میلیاردی، همه حکایتیست از این باب.
  • ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۷
  • بنده خدا

از تن فروشی مردان تا آلودگی رحم زنان

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۳ ب.ظ

همواره سخن از تن فروشی زنان، می رود؛ لیکن در مورد تن فروشیهائی که در مردان جامعه ایران، مشهود است مهرها بر دهان، زده اند. تعریف ' تن فروشی ' چیست؟ در اختیار گذاردن جسم در جهت کسب معاش. مردان همیشه، بابت عملی که خود پی در پی و چه بسا بیشتر از زنان، مرتکب آن می شوند، زنان را مورد تحقیر قرار داده و می دهند؛ گوئی این مردان نیستند که یک سمت دیگر قضیه بوده و خویشتن را بی نیاز از حیات و سعی در زنده ماندن، می دانند که اگر این گونه بود، تمام این رفتارهای خشونت بار جهت کسب خوراک، مسکن، همسر جهت توالد نسل و ...، توسط ایشان، صورت نمی گرفت. اگر مرد حاضر به از جان گذشتگی برای زن و فرزندانش، است، از آن روست که بقاء خویش را در وجود آنها، می بیند.

این حالات مردان ایران است: تشنه توجه و نگاه زنان در خیابانهای کشور - حتی با ماشینهائی که گاه، به فرغون، تنه می زنند - به گردش پرداخته و جنسیت و قوای جنسی مختص به خود را به نمایش می گذارند؛ ولی همواره، این زنان هستند که جایگاه متهم ردیف اول را اشغال کرده اند. کوچکترین حرکت طبیعی زن که خالی از هر گونه غرض ورزی جنسی باشد - بیرون آمدن از خانه به هر دلیلی غیر از جستجوی شریک جنسی، استفاده از پوشش زیبا و خودآرائی در حد معمول صرفا جهت آراسته دیده شدن، پرسش از جنس مخالف تنها جهت تقاضای راهنمائی، به اطراف نگریستن برای یافتن مسیر مناسب و ... -  توسط جنس مخالف، تعبیر به ناروا، می گردد؛ گوئی که زنان هیچ مشغله ای به جز روابط جنسی، ندارند.

در جوامع غربی، پذیرفته اند که هر دو جنس دارای جذابیتهائی برای یکدیگر، بوده و به این دانائی، دست یافته اند که اگر قرار باشد برای پوشش زنان، محدودیتی قائل شوند، همان محدودیت نیز، برای مردان، ضروریست و از آنجائی که امکان کنترل زنان به شکلی کامل، وجود ندارد، تا چه رسد به مردان، تمرکز خود را در قانونگذاری و اقدامات پلیسی علیه مجرم، نهاده اند. حتی برای دختران و پسران عفیف و پاکدامن نیز، حقی قائل شده و آنها را مجبور به آمیختگی با آلودگیهای سایر افراد جامعه، نکرده اند که برای پاک ماندن، مجبور به دست به شمشیر بردن و درگیری با دیگر عقائد و افکار، گردند.

اگر از پوشش اجباری زنان و رها کردن افسار مردان، قرار بود نتیجه ای حاصل گردد، این وضع جامعه فعلی نبود که تر و خشک با هم، سوخته و مردان و پسران جهت شناخت زنان و دختران بدکاره، دست به آزمودن و ایجاد مزاحمت برای کل طیف زنان، بزنند تا سوژه خود را این چنین بیابند. چنانچه مرد یا زنی مرتکب اعمالی خارج از عفت و عرف شود، در صورتی که رفتارش هماهنگی و سنخیتی با دیگران، نداشته باشد، طبق قوانین طبیعی و نانوشته، خود به خود از چرخه، حذف شده و اگر هم، مورد اعتراض اکثریت، واقع نگردد، این امر نشانه پذیرش رفتار و پوشش مورد نظر توسط همان اکثریت، است.

مخالفت من با پوشش اجباری، به معنای عدم اعتقاد به حجاب و خواهان آزادی برای بی بند و باری، نیست؛ بلکه از آن جهت است که مایلم پوشش تبعیت از قانون، محسوب نشده و صرفا و خالصا برای خدا، باشد؛ چرا که شرک گناهیست نابخشودنی و اگر هم، پرهیزی وجود دارد، تنها باید برای خدا، باشد و بس. پوشش شخص من جهت اعتراض به هر دو طیف زنان، است؛ چه آنهائی که پاکی را در پوشش چادر دیده؛ حال آنکه رحم خود را همچون مزرعه کشت مواد مخدر، در اختیار هر موجود ناپاکی، قرار داده و هر ناپاکی ای را در رحم خویش، پرورش می دهند و وارد جامعه می کنند و چه آنهائی که هیچ قید و بندی را رعایت نکرده و به اشکالی دیگر، به اضمحلال جامعه، دامن می زنند. پیشنهاد من - طبق آموزه های الهی - در یک جمله، به زنان: ' رحم خود را پاک نگاه دارید! '

  • ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۳
  • بنده خدا